X
تبلیغات
رایتل


وحدت سبز

تحلیل جنبش سبز

شباهت های رفتاری فرقه سبز و سازمان منافقین(قسمت اول)
۱-احساس مالکیت انقلاب

سازمان منافقین به دلیل اینکه خود را شعله ای در ظلمت نظام پادشاهی می دانستند و سابقه مبارزاتی برای خود قائل بودند و اصالت را به کار سازمانی و معیارهای آن می دادند  پس از پیروزی انقلاب اسلامی که با هیچ یک از برآوردها زمانبندی ها و برنامه ریزی های آنان تطابق نداشت خود را طلیعه دار و پیشاهنگ و جلودار معرفی می کردند و با آوردن عکس رهبران اولیه خود در تظاهرات مردمی از موضع مالک و صاحب ( و نه شریک و همراه مردم) احساس برتری و امتیاز داشتند و رفتار می کردند.

به این دلیل  رهبری انفلاب اسلامی ( امام خمینی (ره) ) را از روی ناچاری و مماشات تحمل می کردند تا حقانیت و برتری خود را اثبات کنند.

این حس مالکیت موجب خود محوری و نادیده گرفتن حقایق و واقعیت هایی بود که بر انقلاب اسلامی حاکم بود. امام(ره) مردم و پیوند آنان با یکدیگر را که سازنده انقلاب و نظام اسلامی بود بدون برتری و سلطه خود بی معنی میدانستند.

این شاخص را در جریان فتنه پس از انتخابات نیز به وضوح شاهد هستیم و فراکسیون ائتلاف جریان های تشکیل دهنده جریان فتنه از این جایگاه به انقلاب و جمهوری اسلامی می نگرندو نظام را بدون خود معادل صفر و هیچ میدانند. معنا دادن به انقلاب و نظام را بدون خود پوچ معرفی میکنندو حتی امام و رهبری را در سایه خود تفسیر می کنند.

همانگونه که برای منافقین این حس مالکیت مفسده ساز بود در جریان فتنه نیز شاهد مفاسد متعدد ساختاری  ِ الیت سازی های باندی ِ رانت های اقتصادی بی پایان و حقانیت باز تعریف از انقلاب و اسلام و ترسیم آینده ای متفاوت از شعار های اصلی اسلامی و استقلال کشور هستیم.

 

۲- مظلوم نمایی

یکی از شیو ه ها و تاکتیک های فریبکارانه برای تاثیر گذاری بر افکار عمومی  مظلوم نمایی بود که توسط سازمان منافقین به کار گرفته می شد. این روش اولا به منظور مطرح کردن حقانیت خود و ثانیا به چالش کشیدن جایگاه حضرت امام خمینی(ره) و زیر سوال بردن ساختار نظام استفاده می شد.

منافقین برای این منظور با ارسال نامه به امام(ره)  خود را مدعی العموم و طرف اصلی رهبری و مطالبه کننده حقوق مردم نشان میدادند. با این عنوان که اطلاعات به امام (ره) از مسیرهای کانالیزه صورت می پذیرد در متانت شناخت حضرت امام(ره)ایجاد تشکیک می کردند. جالب اینکه در یکی از مکاتبات به حضرت امام(ره) نوشتند که چون ما را جاسوس می دانند اجازه حضور در جبهه را به ما نمی دهند.

این در حالی بود که هنوز موضوع جاسوسی و ارتباط منافقین با کشورهای بیگانه ( اتحاد جماهیر شوروی) برملا نشده بود و شاید برای پیش دستی به طرح این مساله می پرداختند.

نگاه منافقین به جنگ تحمیلی این بود که جنگ ماهیت ارتجاعی دارد و کسانی که در ایران مساله جنگ را اداره می کنند نیرو های  ارتجاعی هستند و اگر ما ( منافقین) وارد شویم با تکیه بر تجربه  فضا و ماهیت جنگ را عوض کرده و انقلابی می کنیم.

البته نوع دیگر این تفسیر در مورد جنگ را گروه انشعابی از منافقین ( لطف الله میثمی) تحت عنوان "سه تکبیر تا قدس "مطرح می کردند تا هم برای خودشان اصالت قائل شده و هم رهبری جنگ که در دست امام (ره) بود را زیر سوال ببرند.

همین ویژگی در جریان فتنه نیز به عنوان تاکتیک به کار رفت تا هم برای خود حقانیت در نتیجه انتخابات ایجاد کنند و هم ساختار نظام را زیر سوال برده و هم اینکه فقدان حضور خود در قدرت را نشانه بی تدبیری و عدم عقلانیت نظام نشان دهند و همه مشکلات را به عهده رقیب نشان دهند.

جالب است که در جریان فتنه اعلام می کند  " به ما برانداز می گویند "  و چنانچه  به واقعیت عملکرد منافقین در ارتباطات جاسوسی در جنگ و ارتباط با شوروی و سپس امریکا و غرب توجه داشته باشیم  ِ  احتمالا باید ماهیت جریان فتنه را  " براندازی " تلقی کنیم. هر چند دلایل بسیاری مبنی بر تمایل براندازی در اصل  ماهیت و شکل نظام از سوی این جریان و حامیان خارجی آنها عنوان شده است.

 

 

نوشته شده در چهارشنبه 30 تیر‌ماه سال 1389ساعت 16:26 توسط *** نظرات (0)|

<<  1    ...    3    4    5    6    7    ...    388  >>

:قالبساز: :بهاربیست: